مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
به درباری که، حاتم هم در آنجا از خدم باشد؛ کنار سفرهاش هر وعده سائل بیش و کم، باشد! جهان را زیر و رو کردم پی مضمون و فهمیدم غزل خوب است در مدح حسن؛ شاه کرم؛ باشد دقیقا مثل حیدر میشود وقتی که در میدان به دست پُر توانش قبضۀ تیغ دو دم باشد قمر دور زمین نه دور آن شهزاده میگردد برای احترام او هـلال اینگونه خـم باشد کجا دیدی امیری را که رعیت را به لبخندی کند دلخوش ولی قلب خودش دریای غم باشد؟ کجا دیدی امیری را که دنیا سائلش، اما تمام سهمش از دنیا مزاری بیحرم باشد؟ برای افـتخار کل ما ایـرانـیان کـافیست همین که طرح صحنش دست معماری عجم باشد سراسر در رواقش از طلا با خط نستعلیق صد و هجده کتیبه شعرهای محتشم باشد النگو و گلوبند خودش را نذر او کردهاست مگر بخشی ز ایوان از طلای مادرم باشد به یاد کوچه و محراب هر شب اشک میریزد تعجب نیست کام او اگر مشتاق سم باشد |